در حال بارگذاری...

FLOKI000 | دیالوگ، فیلم و سریال، موزیک، کتاب و رمان

تو فکر کردی فرار می‌کنی..؟

“تو فکر کردی فرار می‌کنی؟ هیچ‌کس از گذشته‌اش فرار نمی‌کند… و من گذشته‌ام را با خودم حمل می‌کنم. آنچه امروز برایت اتفاق می‌افتد، یک انتقام شخصی نیست؛ این حسابی است که دیر پرداخت شده. من اینجایم نه برای کشتن تو… برای پایان دادن به چیزی که تو آغاز کردی. و وقتی تمام شود… من فقط به سکوتی برمی‌گردم که سال‌هاست در انتظارش هستم.”

  • جان ویک

من داد نمی‌زنم...

“من داد نمی‌زنم. التماس نمی‌کنم. تهدید نمی‌کنم. فقط عمل می‌کنم. تو کاری کردی که من مجبور شدم دوباره به دنیایی برگردم که قسم خورده بودم ترک کنم. کاری کردی که خشمم دوباره زنده شود. اشتباهت فقط کشتن نبود… اشتباهت این بود که فکر کردی من دیگر کسی نیستم که از مرگ برمی‌خیزد.”

  • جان ویک

فکر می‌کردم شاید…

“فکر می‌کردم شاید… بعد از همه‌چیز، هنوز بتوانم آدمِ معمولی باشم. با او… زندگی بوی آرامش می‌داد، نه باروت. اما دنیا هیچ‌وقت به من اجازه نداد خوشحال بمانم. حالا هر قدمی که برمی‌دارم، با یادش برداشته می‌شود. و هر نفس… طعم همان دلتنگی را دارد. آن‌ها فقط زنی را نکشتند… آخرین امید من را دفن کردند.”

  • جان ویک
ساخته شده توسط EF3.IR

person درباره من

چرا اسم وبلاگ FLOCH3 هست !

فلوک کیست !؟

فلوک فورستر، سرباز جوان ارتش الدیا، نماینده شور و تعصب شدید برای ملت الدیاست. او در اوج ناامیدی و پس از درک حقیقت تلخ جهان، به قدیس ارتش الدیا یا تجسم اراده الدیا تبدیل شد.

سه ستون اصلی فلوک

1. الدیا، تنها ملت: او باور دارد که الدیاها قربانیان تاریخ هستند و حق مطلق برای بقا و شکوفایی دارند.
2. آزادی به هر قیمتی: فلوک آزادی را در رهایی کامل الدیاها می‌بیند، حتی اگر این به معنای نابودی جهان باشد.
3. اراده تزلزل‌ناپذیر: او برای حفاظت از مردم خود و رسیدن به آرمان‌هایش، حاضر به انجام هر عمل افراطی است.

ارتباط فلوک و ارن : فلوک، آینه تمام‌نمای اراده ارن‌یگر برای آزادی ملت الدیا بود، حتی اگر این اراده به ویرانی جهان منجر می‌شد.

فلوک تجسمی از اراده‌ای خشن و بی‌رحمانه برای نجات الدیاست، که او را به شخصیتی کلیدی در درام پایان "حمله به تایتان" تبدیل کرده است.