انتقام ، میراثی که نمیخواستم....
« ساسکه…
تو فکر میکنی با کشتن من آرام میشوی .
اما انتقام ، تنها کاری که میکند این است
که قلبت را شبیه قلب من کند.
من نفرت را پذیرفتم تا تو مجبور نباشی آن را حمل کنی.
اگر قرار است انتقامی باشد ، بگذار علیه سیستمی باشد که برادر را مقابل برادر قرار داد.
من از تو نمیترسم…
از این میترسم که روزی وقتی حقیقت را فهمیدی، خشم تو ،
از خشم من هم عمیقتر شود . »
ایتاچی